شمس الدين محمد بن محمود آملي

380

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

بهر دو قطب عالم و هر دو قطب فلك البروج و دو نقطهء انقلاب بگذرد و آن را دايره ماره باقطاب اربعه خوانند . و دو قطب اعتدال او دو نقطه اعتدال باشد و دايرهء ديگر از آن بهر دو نقطه اعتدال بگذرد و قطب او دو نقطه انقلاب باشد . و چهار ديگر به چهار نقطه كه بربعين از طرفين متوهم بود بگذرد و فلك البروج باعتبار اين دواير به دوازده قسم متساوى منقسم شود و هر نصفى بشش قسم هر قسمى را از آن برجى خوانند . و از دواير عظام يكي ديگر دايره افقست و آن عظيمه باشد كه فلك را به ظاهر و خفى قسمت كند و به دو طلوع و غروب بشناسند . يكى از دو قطب او سمت الرأس و يكى سمت قدم بود و آن معدل النهار را به دو نقطهء تنصيف كند كه يكى از آن دو نقطه را نقطه مشرق و مطلع اعتدال خوانند و ديگرى را نقطه مغرب و مغرب اعتدال و خطى را كه و اصل باشد ميان اين هر دو نقطه خط مشرق و مغرب و خط اعتدال گويند و دوايرى را كه موازى اين دايره باشند مقنطرات خوانند و اگر فوق الارض باشد مقنطرات ارتفاع و اگر تحت الارض باشد مقنطرات انحطاط و از آن جمله دايرهء نصف النهار است و آن دايره عظيمه است كه بهر دو قطب عالم و سمت الرأس و سمت قدم بگذرد و هر دو قطب او نقطه مغرب و مشرق باشد و او دايره افق را به دو نقطه تنصيف كند يكى را از آن نقطه جنوب و ديگرى را نقطهء شمال خوانند و خطى را كه و اصل باشد ميان ايندو نقطه خط نصف النهار و از آن جمله دايره ارتفاع است كه آن را دايره سمتيه خوانند . و آندايره‌اى است عظيمه كه به سمت رأس و قدم و به طرف خطيكه خارجشود از مركز عالم بمركز كوكب بگذرد و او دايره افق را بزواياى قائمه به دو نقطهء غير ثابت بل منقلب بحسب انتقال كوكب قطعكند و هر يكى را از آن دو نقطهء سمت خوانند .